0

علم رجال چیست و چه کاربردی دارد؟

147 بازدید
علم رجال الحدیث چیست و چه کاربردی دارد

سلام،

یکی از علومی در بحث حدیث و روایت مطرح می شود و از علوم حدیث به شمار می رود، علم رجال است که بسیار در این حوزه حائز اهمیت است.

در این مقاله قصد دارم به معرفی اجمالی این علم بپردازم.

رجال چیست؟

در تعریف علم رجال میخوانیم: العلم بأحوال رواة الخبر الواحد، ذاتا و وصفا، مدحا و قدحا و ما فی حکمها.

علم رجال به احوال و خصوصیات راویان حدیث واحد می‌پردازد و احوالی از راویان را بررسی می‌کند که در وثاقت روایت و حدیث مؤثر است.

همچنین این علم به بررسی رواة خبر متواتر نمی پردازد زیرا تواترِ خبر متواتر، آنرا معتبر می کند. و همچنین این علم تنها به معرفی افرادی می‌پردازد که در سلسله سند روایات مطرح شده است.

همچنین این علم از دو جهت به این خصوصیات می‌پردازد: از جهت ذاتی یعنی بررسی و شناخت خود راوی و شخصیت شناسی وی یعنی شناخت اصل و نسب و نام و کنیه و…، خانواده و… و همچنین از جهت وصفی یعنی بررسی و شناخت تألیفات و خصوصیات اخلاقی، اجتماعی و… راوی.

مدحا و قدحا نیز بدین معناست که جرح ها و تعدیل ها و خوبی ها و بدی هایی که افراد از راوی نقل کرده اند در کتب رجالی مورد بررسی قرار می گیرد.

همچنین کتب رجالی به دو دسته تقسیم می شوند: دسته اول به کلیات علم رجال پرداخته و در واقع مقدمه علم رجال است که به بررسی مقدمه علم رجال، ضرورت و اقوال در رابطه با علم رجال و… می پردازد و دسته دوم کتب و متونی هستند که به بررسی راویان و رجال حدیث و… می پردازد و در واقع اصل علم رجال است.

موضوع و پیشینه ایجاد علم راوی شناسی

موضوع و محور در علم رجال آن چیزی است که در سلسله سند حدیث ذکر شده است و علم رجال به زندگینامه و خصوصیاتی که در وثاقت راوی مؤثر است می‌پردازد.

این علم در واقع از زمان خود پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) ایجاد و توصیه شده و امیرالمؤمنین (علیه السلام) اینچنین از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل فرمودند:

وَ قَدْ كُذِبَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص عَلَى عَهْدِهِ حَتَّى قَامَ خَطِيباً فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ كَثُرَتْ عَلَيَّ الْكَذَّابَةُ فَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ ثُمَّ كُذِبَ عَلَيْهِ مِنْ بَعْدِه‏.[1]

در زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله)، مردم بر ایشان دروغ بستند تا آنكه ميان مردم ایستاد و سخنرانی کرد و فرمود: اى مردم همانا دروغ‏بندان بر من زياد شده‏اند هر كه عمدا به من دروغ بندد، نشیمن گاه او پر از آتش باد! سپس بعد از او هم بر او دروغ بستند.

امیرالمؤمنین (علیه السلام)

و در ادامه امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید مردم احادیث را از 5 گروه می گیرند که یک از آنها منافقان اند:

رَجُلٍ مُنَافِقٍ يُظْهِرُ الْإِيمَانَ مُتَصَنِّعٍ بِالْإِسْلَامِ لَا يَتَأَثَّمُ وَ لَا يَتَحَرَّجُ أَنْ يَكْذِبَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مُتَعَمِّداً فَلَوْ عَلِمَ النَّاسُ أَنَّهُ مُنَافِقٌ كَذَّابٌ لَمْ يَقْبَلُوا مِنْهُ وَ لَمْ يُصَدِّقُوهُ وَ لَكِنَّهُمْ قَالُوا هَذَا قَدْ صَحِبَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ رَآهُ وَ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَخَذُوا عَنْهُ وَ هُمْ لَا يَعْرِفُونَ حَالَه‏.[2]

(اولین کسی که مردم احادیث را از ایشان میگرند،) شخص منافقى كه تظاهر به ايمان مي كند و از عمدا دروغ بستن به پيغمبر پروا ندارد و آن را گناه نمي شمارد، اگر مردم بدانند كه او منافق و دروغگو است از او نمي پذيرند و تصديقش نمي كنند ليكن مردم ميگويند اين شخص همدم پيامبر بوده و او را ديده و از او شنيده است مردم از او می گیرند و از حالش آگاهى ندارند.

امیرالمؤمنین (علیه السلام)

بنابراین از همان ابتدا اهل بیت (علیهم السلام) خطر عدم آگاهی به احوال رواة را گوشزد کرده اند.

تفاوت علم رجال و تراجم چیست؟

تراجِم از ماده ترجمه است و ترجمه به معنای زندگینامه است و در بسیاری از متون دیده می شود که می گویند ترجمه ی فلانی، یعنی زندگینامه شخص. علم تراجم علم زندگینامه افراد معروف، شعرا، علما و… است.

تفاوت این دو علم از دوجهت است: یکی از جهت موضوع و یکی از جهت نوع اطلاعات.

موضوع علم تراجم شناخت و بررسی افراد است و تفاوت آن با علم رجال چنین است که علم رجال همانطور که بیان شد، به بررسی احوالات و زندگینامه افرادی می پردازد که در سلسله سند روایت مذکور است، اما علم تراجم به زندگانی بزرگان می پردازد و وجود در سلسله سند در علم تراجم موضوعیتی ندارد و از تمامی بزرگان، شاعران، علما و… زندگینامه نقل می نماید.

رابطه این دو علم نیز عموم و خصوص من وجه است، چرا که بسیاری از افرادی که در سلسله سند روایت مذکور است، هم در علم رجال(به جهت راوی بودن) و هم در علم تراجم(به جهت بزرگ بودن) مطرح می گردد، از جهتی بسیاری از بزرگان نیز هستند که راوی نبوده اند و بنابراین در علم تراجم مطرح می شوند چرا که از بزرگان است ولی در علم رجال مطرح نمی گردد؛ بسیاری از افرادی نیز که راوی هستند اما از بزرگان نیستند، در علم رجال مطرح می شوند چرا که راوی اند، اما در علم تراجم مطرح نمی شوند چرا که از بزرگان نیستند.

از نظر نوع اطلاعات نیز این دو علم متفاوت است و علم رجال تنها جنبه هایی از افراد را بررسی می کند که در شناخت صحت و وثاقت راوی مؤثر است اما علم تراجم به شخصیت شناسی کلی افراد می پردازد و زندگینامه افراد است.

درایه و رجال چه تفاوتی دارد؟

علم رجال همانطور که بیان شد، از وثاقت و احوال راویان بحث می کند، اما علم درایه از نتیجه این علم بحث میکند و مثلا می گوید که اگر فلان راوی در سلسله سند روایت موجود بود، روایت صحیح، مرسل و یا… است و با توجه به وثاقت راویان که در علم رجال بیان شده است، به وثاقت روایت می پردازد.

چه نیازی به علم رجال داریم؟

ممکن است در اینجا اشکال شود که آیا اصل علم رجال مفید و ضروری است؟! و آیا در شناخت حدیث اصلاً احتیاج به علم رجال می‌باشد؟

همانطور که در پیشنه ایجاد رجال بیان شد پیامبر خود فرمودند که دروغگویان در کلام ایشان بسیارند و همینطور امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز فرمودند که این رویه بعد از ایشان نیز ادامه داشت؛ و همینطور ایشان فرمودند که یکی از گروه هایی که احادیث از ایشان دریافت می شود، منافقین هستند و فرمودند که اگر مردم علم به احوال ایشان داشته باشند، روایات را از ایشان نمی گیرند.

همچنین آیه نبأ که می فرماید إِن جاعکم فاسق بنبأ فتبینوا[3] نیز دلالت بر این دارد که حتما فاسقانی وجود دارند و گرنه قرآن بر تبیین و بررسی کلام ایشان تأکید نمی نمود.

بنابراین برای جلوگیری از انحراف در حدیث و معارف ناب، نیاز به شناخت رواة داریم و برای این کار به منبعی معتبر و جامع و اسلوبی احتیاج داریم که علم رجال عهده دار این کار است.

به بیان دیگر در آیات و روایات بسیاری بر این تأکید شده است که فتوا و سخن بدون علم ممتنع و ممنوع است و بنابراین باید به منابع و مصادر معتبر رجوع کرد و آنچه که مسلم است این است که آیات قرآن و روایات متواتره را می‌توان استفاده کرد و موثق است. اما این موارد بسیار کم بوده و برای حکم شرعی کافی نیست؛ بنابراین باید خبر واحد را نیز قبول نمود و از جهتی نمی‌توان تمامی خبرهای واحد را قبول نمود و بنابراین نیاز به ملاک تشخیص روایت صحیح از غیر صحیح داریم.

برای تشخیص نص صحیح از غیر صحیح اقوال مختلفی است:

بعضی بر این قائل‌اند که باید حتماً روایت از عادل روایت شده باشد و روایتی که از عادل باشد، یقیناً ثقه است، و بعضی بر آن باورند که می‌تواند روایت از عادل نباشد و روایتِ رواة ثقه نیز معتبر است. بنابر این دو قول شکی نیست که نیاز به علم رجال است تا راوی را بشناسیم.

بعضی نیز می‌گویند که ملاک تشخیص روایت صحیح، تنها علم رجال نیست و بلکه باید از هر راهی که می‌توان، به این یقین پیدا کرد که این روایت از امام صادر شده است و یکی از ملاک‌های تشخیص صدور از امام راوی است و ممکن است ملاک‌ها و قراین دیگری همچون عمل صحابه و… نیز به قطع به صدور از امام کمک کند. اصطلاحاً به این قول، نظر متقدمین گفته می‌شود.

در این صورت نیز نیاز به علم رجال است، چرا که بالأخره یکی از قراین تشخیص صحت و وثاقت روایت، راوی است.

آنچه که بالبداهه به ذهن هر فرد در موضوع ثمره علم رجال می‌رسد، شناخت صحت‌وسقم و وثاقت حدیث است، که البته ناگفته نماند که رابطه بالعکس نیز میان حدیث و رجال موجود است به صورتی که علاوه بر تأثیر علم رجال بر حدیث، حدیث نیز بر علم رجال مؤثر است. برای مثال روایاتی که دلالت بر وثاقت راوی هایی همانند زرارة می کند، علم رجال را تقویت می کند و بر روی علم رجال تأثیر گذاشته است.

و فارغ از تمامی موارد فوق، علم رجال تنها مؤثر در صحت‌وسقم اصل روایت نیست تا با اقوال مختلف دررابطه‌با صحت‌وسقم روایت، به کنار رود؛ این علم ثمرات دیگری نیز دارد که در مقاله «علم رجال چه تأثیری در شناخت حدیث دارد؟»، به بیان این موارد پرداخته شده است.

امیدوارم که توانسته باشم به خوبی شما را با علم رجال آشنا کنم.

در انتهای همین صفحه منتظر نظرات شما هستم.

موفق و پیروز باشید.


[1] الکافی، ج1، ص62

[2] الکافی، ج1، ص63

[3] سوره حجرات، آیه6

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://fanaus.ir/?p=1620
ابوطالب خانی
طلبه و محصل علوم دینی و سرباز حضرت حجت ابن الحسن (عجل الله تعالی فرجه) و خادم پایگاه اینترنتی فانوس سعادت. علاقه مند به کلمات ناب اهل بیت
مطالب بیشتر

نظرات

0 نظر در مورد علم رجال چیست و چه کاربردی دارد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست − 16 =

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.