جستجو کردن

شرح حکمت ۳ نهج البلاغه «نکوهش بخل، ترس و فقر»

سند حدیث

وارد نشده!

متن حدیث

اَلْبُخْلُ عَارٌ وَ اَلْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ وَ اَلْفَقْرُ يُخْرِسُ اَلْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ وَ اَلْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِهِ.

ترجمه حدیث

بخل، ننگ است، و ترس، کاستی است، و تهی دستی، زیرک را از (به زبان آوردن) دلیلش لال می کند، و فقیر، در شهر خود بیگانه است.

نکات و توضیحات

البخل عار:

دلیل آن نیز چنین است که آنکه مال دنیا را اندوخته کند اما مازاد بر مصرف خود و مواهب و نعمت های دنیوی که خداوند متعال به او اعطا نموده را بذل و بخشش نکند و دست او بسته بوده و حساب ریال به ریالش را نگه دارد، در بین مردم ننگین است و مردم او را از خود دور می نمایند و به خصوص اگر این بخل به درون خانواده فرد نیز داخل شود، در میان خانواده خوار شده و حتی نزدیک ترین افراد او هم آرزوی دوری از او را دارند.

این بخل و عدم بذل و بخشش ممکن است در امور مستحب و نیکو مانند صدقه خلاصه شود و ممکن است به دیون واجب شرعی نیز ورود کند؛ عدم بذل در امور مستحب اگرچه آن عذاب و عقاب شرعی را ندارد اما باز مایه ننگ انسان است و بسیاری از مواهب خداوند و آثار طبیعی صدقه از دست بخیل می رود اما بد به حال کسی که در امور واحب خود بخل به خرج دهد که این بخل، هم در دنیا موجب پستی اوست و هم در آخرت مایه عذاب و عقاب او خواهد بود.

به عکس آن، آنکه دست بذل و بخشش او باز بوده و همه از سایه مواهب او استفاده کنند، در دنیا عزیز و مورد محبت و خواسته است و علاوه بر آن از آثار طبیعی و همچنین مواهب خداوند متعال در دنیا و آخرت بهره مند خواهد بود.

الجبن منقصه:

آنکه ترس و دلهره به خود راه دهد در میان اوهام و افکار غلط و بی پایه و اساس متزلزل و رها خواهد بود و توان تصمیم گیری و مقابله با مشکلات را ندارد.

الفقر یخرس الفطن عن حجته:

فطن به معنای انسان دانا، باهوش و زیرک است[1].

منظور از این کلام نورانی امیرالمؤمنین را چند چیز می توان دانست:

  1. چه بسا منطور آن باشد که آنکه فقیر باشد، از تنگدستی خود ترسیده و دلایل و براهین و انتقادات خود را آشکار نمی سازد چرا که از آینده خود واهمه دارد و با خود اینچنین می گوید که چه بسا با گفتن فلان سخن شرایط بدش بدتر گردد و توان دفع خطرات با مال را ندارد.
  2. از جهت دیگر انسان باهوش که در دنیا دستی نداشته باشد، ذهن زیرکش از قابل استفاده نبوده و نمی تواند علم بیاموزد و یا به شهر ها و مکان های دوردست سفر کند و دانش بیاموزد و بنابراین در واقع لال گشته و یافته های(نیافته را) نمی تواند بیان نماید.
  3. زیرکی که سرمایه و مال دنیوی نداشته باشد، به قول امروز تریبونی در دست ندارد و کسی به دور آن نیست که سخن علمی و بادرایت او را بشنود و در واقع لال است و سخنی نگفته است چرا که اثر نکرده است و بالعکس آنکه دارای مال و منال دنیوی زیادی باشد، اگرچه جاهل باشد و سخنان او ارزش علمی نداشته باشد، سخنانش بیشتر شنیده می شود.
  4. مؤمن باهوشی که مشکلات اقتصادی فراوان داشته باشد قدرت تفکر و استفاده از ذهن باهوش خود در امور دینی و علمی و ارزشمند را ندارد و باید در مسائل اقتصادی فکر خود را مصرف کرده و به همین دلیل فکر او اثری نداشته و بالطبع زبان او نیز علم را منتشر نمی کند.
  5. چه بسا آنکه مؤمن است و در ایمان و تفکر در معارف دین هوش و ذکاوت بسیاری دارد، به واسطه فقر و مشکلاتی اقتصادی که در زندگی خود دارد، به خداوند و قضا و قدر مشکوک شده از پایه و اساس ایمان خود را از دست بدهد و کفر بورزد و این اثری است که پناه بر خدا فقر ممکن است در انسان پدید آورد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز فرمود: كَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْرا[2].

این کلام امیرالمؤمنین علیه السلام باید برای همه و به خصوص صاحب منصبان مایه عبرت باشد که توجه کنند جاه و مکان و مال دنیا را در اختیار چه کسی می گذارند و آیا به آنکه دارای هوش و ذکاوت است اهمیت و جایگاه می دهند و یا آنکه این ذهن قابل استفاده را اینچنین که بیان شد نابود می کنند؟!

نکته این در اینجا قابل توجه است که در روایات از فقر مزایا و فوایدی نیز گفته شد و از دنیا مذمت های بسیاری هم شده است و به ظاهر میان این دو تعارض است. شاید پاسخ اینچنین باشد که نتایج فقر و تهی دستی به دید و اعتقاد انسانه وابسته است و چه بسا مثلا فردی فقر خود را مایه پیشرفت در مقام معنوی و اخروی بیند و برای او نتایج مثبتی را در پی داشته باشد.

المقل غریب فی بلدته:

چرا که این رسم دنیا و دنیاپرستان است که به دورِ انسان ثروتمند جمع شده و انسان تهی دست را رها می گذارند و او اگرچه در میان نزدیکان است، اما آنان خود را از او دور می نمایند چرا که این فرد اثری دنیوی و ظاهری برای اطرافیان ندارد.

به عکس آن، کسی که در شهر غریب باشد اما دارای مال بسیار باشد، همه او را از خود می دانند.

برخی میان فقیر و مقل تفاوت هایی گذاشته اند که از جمله آن این است که مقل برخلاف فقیر، فقر خود را پنهان کرده و خویشتن دار است که البته نیازمند مطالعات و بررسی های بیشتری است.

(صوت خوانش این حکمت)


[1] المنجد فی اللغة العربیة المعاصرة، ص1101

[2] الکافی، ج2، ص307

گزارش اشکال

لطفاً سؤال خود را از بخش نظرات نوشته ها ارسال بفرمایید، در این بخش قابلیت پاسخگویی وجود ندارد.

اشکال و نظری درباره سایت دارید؟